افشاگر جریان نفاق مدرن

شهید عبد الحمید دیالمه در چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۳ در تهران در خانواده‌ای برخوردار از امکانات مادی و داشته های معنوی پا به عرصه زمین نهاد و بال در امتداد زمان گشود . او به گونه ای اعجاب آور از انواع اندیشه های انحرافی آگاهی داشت، حتی پیش از طرح این اندیشه ها در جامعه و به گفته خود او همین که کتابی را می دید می دانست که در آن چه نوشته است بدون آنکه حتی آن را بخواند. (و البته می خواند) و این نیز میسر نبود مگر با امداد الهی آن هم در بستر پاکی و اخلاص مثال زدنی او. علاوه بر آن؛ این آگاهی را با جسارت تمام و نیز با استدلال و منطق و بیان بسیار شیوا به دیگران منتقل می کرد . او که همه خطوط انحرافی را همچون پله های نردبان به هم مربوط می دانست با الگوپذیری از اهل بیت علیهم السلام به رسواگری آن ها پرداخت. در ادامه افشاگری هایش در مورد اندیشه های التقاطی منافقین با انتشار اولین کتاب های جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان ” تبیین جهان” ،شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانی های نقادانه خود را با عنوان ” تبیین تبیین جهان” آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدید های منافقین روبرو شد. او نیز به امید آگاهی گروهی دیگر با حقایق از منافقین کسب مهلت می کند تا آن سلسله نقد ها را به پایان برساند ،بعد اگر خواستند تهدید خود را عملی سازند.(یادآور مهلت خواستن مولایش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا) گویی آن ها نیز به خواست او تن دادند!

نمونه ای از دقت نظر او در نقد مسائل ایدئولوژیک را یادآور می شود. منافقین از خدا در کتاب خود به عنوان “تکامل مطلق” یاد کرده بودند .شهید دیالمه با بیانی دقیق ثابت کرد که چنین تعبیری در مورد خداوند صدق نمی کند و خداوند “کمال مطلق” است و تعبیر تکامل برای خداوند یعنی اینکه خداوند کامل نیست و رو به کامل شدن است آن هم مطلق!! منافقین و دیگر منحرفان که درمانده و وامانده از پاسخگویی به استدلال های منطقی او بودند ،توطئه جدیدی به راه انداختند و گفتند : “دیالمه مدرک دکتری ندارد” و او ناچار شد تصویر مدرکی را در اختیار آنان قرار دهد. و آن ها غافل بودند از اینکه این شهید بزرگوار برای اینکه بتواند در کنار دانشجویان و در محیط دانشگاه به ارشاد آن ها بپردازد حتی حدود یک سال دیرتر از موعدی که می توانست از تز دکترایش دفاع کرد و مدرکش را گرفت و طبق گفته خود او مدرک او در میان خانواده و فامیل تحصیل کرده او کمتر ارزشی داشت و یا اینکه بسیار اغراق آمیز در مورد رفاه و زندگی خصوصی او شایعه پراکنی می کردند و این در حالی بود که دیالمه در خانه ای نسبتا کوچک با تعدادی از دانشجویان زندگی بسیار ساده دانشجویی را سپری می کرد و چه بسیار شبهای سرد زمستان که حتی نفت برای گرم کردن خانه اش نداشت و گاهی اوقات از طرف دوستانش تأمین می شد . نقد نظرات و تکفر و خط مشی سیاسی بنی صدر را مدت ها پیش از مطرح شدن او به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری او آغاز کرد و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در رده های مختلف از بنی صدر حمایت می کردند .دیالمه برای اینکه حقانیت نظر خود را به گوش مسئولان کشور برساند به همراه دوستان خود عازم تهران شده و دفتر روزنامه انقلاب اسلامی بنی صدر را اشغال کردند و البته نامهربانی ها دیدند. او بنی صدر را همسو با فراماسونری جهانی و نقشه های شوم آنها و ریاست جمهوری او را فاجعه می دانست .

با انتخاب بنی صدر به ریاست جمهوری و تصمیم نیروهای خط امام مبنی بر نامزد شدن نیروهای شایسته برای انتخابات مجلس ،دیالمه نیز از طرف برخی علما و بزرگان انقلاب تشویق به کاندیداتوری شد. اما او تا آخرین لحظات کاندیدا نشد، آن هم به این علت که می گفت :”آقای … نسبت به من برای این منظور شایسته تر است و اگر او کاندیدا شود دیگر لازم نیست من کاندیدا شوم” البته با کاندیدا نشدن آقای … دیالمه کاندیدا شد. پس از کاندیداتوری از آنجا که عوامل عمده ستاد تبلیغات او دانش آموزان و دانشجویان بودند و در آمد مستقلی نداشت ،این شهید بزرگوار تأکید داشت که فعالیت آن ها با رضایت اولیای آن ها صورت پذیرد(رعایت اخلاق اسلامی) آن زمان با وجود آنکه بنی صدر در اوج محبوبیت خود به سر می برد و افشاگری های دیالمه در مورد بنی صدر موقعیت شهید را در انتخابات به خطر می انداخت با این وجود با رأی بالای مردم به عنوان نماینده دوم مشهد به مجلس شورای اسلامی راه یافت کسی که تنها دوره دانشجویی اش را در مشهد سپری کرده بود ،اینک نیز که در سنین جوانی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس وارد می شد بنا بر مصالحی!!هرگز این اجازه را نیافت که از طریق رادیو و تلویزیون خراسان (که آن زمان تحت ریاست آقای ابطحی معاون آقای خاتمی بود) با مردم ارتباط برقرار کند و حتی پیش از خطبه های نماز جمعه مشهد به او اجازه سخنرانی ندادند.

البته یک بار اعلام شد که در تاریخ ۵/۱۰/۵۹ سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه مشهد دکتر عبد الحمید دیالمه خواهد بود ولی باز هم گویا بنابر مصالحی ! در همان روز سخنرانی اعلام شد که به جای نماینده مردم قرار است فرمانده نیروی دریایی، دریادار ناخدا افضلی(بعدا معدوم!) سخنرانی کند و جالب آن که آقای ناخدا هم در آن روز تشریف نیاوردند! شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنی صدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴ اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کردند در سخنرانی خود با عنوان “مصدق از حمایت تا خیانت” گفت:”… دست هایی در کارند تا وحدت ابو موسی اشعری را به جای وحدت علی علیه السلام به مردم قالب کنند، این بود که بر آن شدم تا مطلبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم .

برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفته ایم، حساس و خطرناک همچون میدان هایی از مواد منفجره که با جرقه کوچک آتش می گیرند و شیاطین بر آنند تا با ژستهای آزادی خواهانه قلابی تا آن جا که می توانند بر میزان شعله وری محیط بیفزایند،…اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را می خوریم این است که افراد را درست نمی شناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد اسلام شناسان اروپایی بر مبنای آزادی های غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان به در نمایند.

می دانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما به عنوان مسلمان استدلال و منطق داریم،چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آوردند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاً چه زمانی ما حرف حساب را نشنیده ایم؟چه زمانی از “بحث آزاد” فرار کرده ایم که امروز آن ها به خود اجازه می دهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور می گویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم زود می فهمیم که چرا اینگونه می گویند و عمل می کنند، چرا یکباره اسامی گروه های مرتجع داخلی و خارجی عوض می شود و می شوند انقلابی!!پیشتاز!مجاهد!مبارز!پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دارند و حرکت را ایجاد کرده اند می شوند نیروهای مرتجع، انحصار طلب و از این قبیل، این همان شیوه همبستگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به “نعل وارونه” … سالیان درازی است که بر ممالک اسلامی طراحی کرده اند و برنامه های آن توسط صهیونیسم بین الملل مدون گردیده است، خطرناکترین آن ها حرکتی است که بوسیله مستشرقین در جوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن برجای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی و علوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که تا امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است.پیامبر می شود انقلابی تا در قدم های بعدی بتوانند او را در کنار چه گوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهره های اسلامی از علی علیه السلام گرفته تا فاطمه سلام الله علیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بین الملل برای پیاده نمودن طرح های خود سازمان ها و گروه های مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمان های صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتند که اینها یکی هستند…”.

بعد از این سخنرانی کم کم شعار “بنی صدر، دیالمه، بحث آزاد پیش همه” زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوار های شهر تهران و مشهد نیز نقش بست. بنی صدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و “هشام زمانه” داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی بکند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبان های انگلیسی و عربی نیز بود و تاحدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت ان را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیت های فرهنگی اش «این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم» باز می داشت.

در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شورا و مانور گروه های مختلف در مورد آن و آگاهی شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شورا ها به فعالیت پرداخت.دکتر دیالمه در هفتم تیر ماه شصت به شهادت رسید. راهش مدام باد

 

منبع: اشارت

نوشته شده توسط در تاریخ جمعه, ۳ام تیر ۱۳۹۰ | ۸۰۱بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.