جنگ نرم یک جنگ واقعی است که دارای ابعاد مختلفی است. دشمن در این جنگ به دنبال ناکارآمدی نظام اسلامی است استراتژی دشمن، جلوگیری از تحقق و ترویج راهبردی های ۵گانه یعنی انقلاب ، نظام ، دولت ، جامعه و تمدن اسلامی است. 

به تحقیق عدم شکل گیری جامعه اسلامی مانع از تحقق تمدن اسلامی می باشدکه خانواده به منزله اصلی ترین واحد سازنده آن می باشد. 

دشمن به دنبال آن است که با استحاله مدل خانواده ، به سبب تغییر سبک زندگی اسلامی به سبک زندگی غربی، خانواده را از مسیر کارکردهای خود منحرف ساخته تا بدین وسیله جامعه را از مسیر اسلامیت خارج نماید. 

عدم وجود جامعه اسلامی، مانع از بر سرکارآمدن دولت اسلامی می شود و به این ترتیب استحاله جامعه اسلامی، استحاله دولت اسلامی را در پی داشته و پس از استحاله نظام اسلامی، پدیده انقلاب اسلامی منجر به شکست شده و کارآمدی این فرضیه را در اذهان جهانیان باطل می نماید. 

به نظر می رسد سیر مذکور، نقشه راه دشمن در براندازی نرم نظام ج.ا.ا است. در واقع تنگه احد جنگ نرم، خانواده است و استراتژی «خانواده زدایی» از جمله مهمترین و کارآمدترین راهبردهای تحقق امپراتوری و دهکده جهانی دانسته شده است تا جایی که روسای سلطه در این راستا، جهانی سازیِ سبک ِزندگی آمریکایی را مورد توجه ویژه قرار داده و از آن به عنوان مهمترین استراتژی اجتماعی جهانی سازی یاد نموده و بودجه های کلانی را در این راستا به تصویب رسانده اند. 

رد پای این اعتبارات در تأسیس و تولیدات رسانه ها و ماهواره های بیگانه مانند شبکه های من و تو و فارسی وان، و همچنین در فضای سایبر به وضوح به چشم می خورد. 

این مطلب که امروز دشمن در میان فرایند های پیچیده، پر مسئله و تکنیکال جوامع بشری، هم ِّخود را پیرامون استحاله خانواده متمرکز نموده است و البته به جهت نقش محوری زنان در نظام خانواده ،اولویت برنامه ریزی خود را در این محور قرار داده است، ضمن رمز گشایی ازمختصات خیمه فرماندهی دشمن، منجر به کشف استراتژی وی می گردد که البته در هر جنگی اعم از سخت یا نرم، این کشف نیمی از پیروزی تلقی شده و نیم دیگر پیروزی در سایه استراتژی مقابله حاصل می گردد. 

جای خوشبختی است که در جنگ نرم با محوریت خانواده زدایی، موضع مافعال است، چرا که مدل خانواده اسلامی به گونه ای است که برمبنای نظام حق و تکلیف و در برداشتن عالی ترین مفاهیم ارزشی ِاخلاقی از جمله ایثار، صداقت، شرافت، عزت، عشق و محبت، نشاط و شادابی قادر است مدرن ترین ابزار زندگی مانند سبک جامعه متکامل و متعالی، سبک اقتصاد پویا، سبک ارتباط مترقی ،سبک بهداشت روانی موثر،سبک فرهنگ متمدن و …. را به تصویر کشاند ه و غنی ترین مدل جامعه – جامعه تمدن ساز- را به منصه ظهور رسانده و جامعه مبتنی بر این الگوی خانواده را بر اساس مولفه ژئو کالچری به هارتلند ،یعنی قلب حیات و تمدن بشری ،تبدیل نماید. 

جامعه مبتنی بر خانواده اسلامی قدرت بی بدیلی در عمارت تمدن بشری داسته تا حدی که قادر است فرایند جهانی شدن را از سقوط به اسفلِ سافلین به سمت صعود به مدینه فاضله مهدوی رهنمون گرداند. 

شایسته است اکنون که ایران اسلامی با تکیه بر اندیشه ناب اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام ، نجات جامعه بشری از ورطه سقوط را مشی خویش قرارداده است، ضمن توجه همه جانبه به مقوله خانواده و حفظ آن از گزند آسیب ها، نظریه اصل خانواده اسلامی را به عنوان نسخه ای شفابخش، به جهانِ رو به اضمحلالِ بشریت تجویز نماید. به این منظور می بایست در پالایش و پایش نظام خانواده در کشور، به منظور بهره مندی از ثمرات آن و الگوسازی برای بشریت، اهتمام ویژه ای مبذول گردد. 

به نظر می رسد امروزه عدم توجه به مقتضی به ابعاد مسئله خانواده، این نسخه بی بدیل را دستخوش آسیب هایی نموده است که برخی از آنها عبارتند از :
۱-کمرنگ شدن اهمیت تشکیل خانواده
۲-استحاله کارکردهای خانواده
۳-عدم برخورداری خانواده از استمراز و استکمال کافی (افزایش نرخ رشد طلاق و کاهش نرخ رشد ازدواج)
در این میان تهدیداتی در کمین حوزه مسایل زنان و خانواده است که به نظر می رسد در سایه راهکارهای زیر قابل رفع باشد:
۱-تدوین نقشه جامع خانواده اسلامی – ایرانی
۲-ایجاد نگاه استراتژیک و سیستمی به حوزه مسایل خانواده با رویکرد مبانی اسلامی: توجه به عناصر خانواده در ساختارهای مجزا و بی ربط به یکدیگر؛ مانع از ایجاد یک نگاه سیستمی اسلامی به خانواده شده و منجر به پیدایش اندیشه اومانیستی می گردد.
به عنوان مثال توجه به جوانان در یک ساختار و توجه به زنان در ساختار دیگر و توجه به کودک در قالب تعهدات کنوانسیونهای ناکارآمدِ بین المللی در کنار بی توجهی به مردان، راهگشا نخواهد بود. 

از طرفی توجه یکسویه به تربیت زنان نسبت به نقشها و مسئوولیتهای خانوادگی و غفلت از تربیت مردان متناسب با نقشها و مسوولیتهای خانوادگی تثبیت و تکمیل خانواده را دستخوش آسیب نموده است.
از طرف دیگر متولیان آموزش از دانشگاه و حوزه و منبر گرفته تا رسانه، به زنها تکلیف واجب در برابر همسر را با مستحبات آموزش داده در حالیکه در مواجهه با حقوق زن، سخن از اخلاق می گویند اما در طرف دیگر – مرد – نه خبری از آموزش تکالیف در برابر زن است نه از آموزش اخلاق و مهارتهای زندگی ، که این روند در بسیاری از مواقع ضمن ایجاد بستر ظلم در نظام خانواده ،مبانی تربیتی غربی را در فضای خانواده به ظهور می رساند.
۳- غنا بخشیدن به حوزه قضا، اعم از سیر دادرسی، قوانین و احکام که در بسیاری از موارد با تحقق شورای فقهی تخصصی زنان،ضمن پیشگیری از ایجاد مشکلات،در صورت وقوع مشکل راهگشا خواهد بود.
۴- ایجاد یک نهاد مسئول در راستای فرهنگ خانواده با نگاه استراتژیک و سیستمی و مشرف به همه دستگاههای مربوطه و البته فاقد ملاحظات و تغیرات سیاسی.
۵- تدوین پیوست خانواده مبتنی بر نقشه جامع خانواده اسلامی – ایرانی در سیاستها و برنامه های تمام دستگاههای کشور (صرف ایجاد یک دستگاه متولی و فراقت سایر دستگاهها از موضوع خانواده مشکلی حل نخواهد شد. پالایش و پایش خانواده از آسیب ها و عوارض ،مستلزم یک عزم ملی است).
۶- تأسیس یک پژوهشگاه مطالعات بنیادین در حوزه زنان و خانواده فارغ از تحولات سیاسی
۷- تاسیس پژوهشگاه آینده پژوهی و مطالعات راهبردی در حوزه زنان و خانواده به دور از سلایق سیاسی
۸- ا مکان دسترسی زنان به برخی رشته های مورد نیاز مانند رشته مدیریت استراتزیک به منظور مشارکت موثر بانوان فرهیخته کشور در حوزه سیاستگزاری و مدیریتی خصوصاً در عرصه مسایل زنان و خانواده با رویکرد استراتژیک .

معصومه حاج حسینی
کارشناس مسائل زنان و مدرس

 

منبع : جهان

نوشته شده توسط در تاریخ چهارشنبه, ۱۲ام مرداد ۱۳۹۰ | ۶۰۷بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.